تماس با ما پرسش های شما محصولات فرهنگی
شنبه ، ۲۱ آذر ۱۳۹۴ ، ۱۷:۵۸

قسمت پنجم؛ نقد و بررسی تاریخ نگاری محلی اصفهان در دوره‌ی اسلامی تا سده‌ی هفتم

نوشته شده توسط  دبیر سایت
امتیاز این گزینه
(0 رأی)

ساختار و محتوای کتب تاریخ محلی دینی اصفهان:

همان گونه که در قسمت ساختار و محتوای کتب تاریخ محلی دنیوی اشاره شد، می توان با مقایسه و بررسی تاریخ های محلی دینی باقیمانده_چه متعلق به ایران چه اصفهان- به ساختار و چارچوب محتوایی مشترکی دست یافت: این گونه آثار معمولاً از دو بخش تشکیل شده اند: یک بخش آن ها مقدمه ای است که در ابتدای کتاب قرار گرفته است (به استثنای تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری) و بخش دیگر معرفی مشاهیر دینی می باشد. حجم قسمت نخست در مقایسه با قسمت معرفی مشاهیر بسیار کمتر است. (قنوات،1387: 160و161).

ساختار این مقدمه ها ی تاریخی از مطالب جغرافیایی، تاریخی و فضائل و محاسن شهر یا ناحیه ی مورد نظر تشکیل شده است. در زمینه ی مطالب جغرافیایی از وضعیت اقلیمی و آب و هوایی شهر یا ناحیه ، کوهها، رودها، محصولات و نیز توابع شهر یا ناحیه ی مورد نظر سخن گفته می شود. (رافعی قزوینی،1987:ج1: 35، 3-162)،(حاکم،1375: 214)،(ابونعیم،1931:ج1: 14). در بخش تاریخی مقدمه معمولاً از مطالبی مانند بنا و بانی شهر، وجه تسمیه ی آن، مهمترین بناهای شهر مخصوصاً مساجد جامع و مشهور سخن می رود.همین طور به اساطیر و افسانه های پیش از اسلام و باستانی شهر اشاره می گردد. (حاکم،1375: 196)، (سهمی،1987: 44)، (رافعی قزوینی،1987:ج1: 36).به چگونگی فتح شهر به دست مسلمانان پرداخته می شود. (حاکم،1375: 202)، (سهمی،1987: 6-44)، (رافعی قزوینی،1987:ج1: 6-41).در قسمت فضائل و محاسن شهر یا ناحیه نیز معمولاً ، احادیث نبوی در رابطه با آن شهر یا منطقه و همچنین  حوادث و شگفتی های آن روایت می شود.(قنوات،1387: 160و161).

بخش اصلی این کتاب ها شرح حال مشایخ و محدثان شهر یا ناحیه ای خاص می باشد. از حیث ساختار و چیدمان، تاریخ های محلی دینی اصفهان از ساختار و چیدمانی مشابه با دیگر تاریخنامه های دینی بهره می برند. همچنین به لحاظ محتوایی نیز تا حد زیادی با سایر کتب تاریخنگاری این گونه، مطابقت دارند. کتاب طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیهای ابوالشیخ در سه جزء ترتیب یافته است. شامل مقدمه ای است که به تاریخ و جغرافیا و فضائل و عجائب اصفهان و توابع آن پرداخته است. قسمت مقدمه را با اسطوره ی عدم تمکین اصفهانی ها در برابر نمرود آغاز کرده است. اسطوره ای که در سایر تاریخنامه های اصفهان نیز تکرار می شود. در ادامه به فضائل اصفهان و اصفهانی می پردازد و به وجه تسمیه شهر اشاره می کند. از اساطیر دیگر در این زمینه بهره می برد. سپس از اختصاصات و عجایب اصفهان سخن می گوید (ابوالشیخ، 1992: ج1، 158، 159، 160، 162، 4-163، 7-164). از اسطوره ی بنیاد و تأسیس شهر، ساخت دروازه ی آن، مسجد جامع یهودیه مطالبی آورده است. (ابوالشیخ،ج1، 178-175). سپس به ذکر فتح اصفهان می پردازد. (ابوالشیخ، ج1  ، 190- 178)پس از این مقدمه ی تاریخی، ابوالشیخ در ذیل 11 طبقه، به معرفی محدثین می پردازد.

اگر چه از کتاب تاریخ اصبهان ابن مردویه اثری باقی نمانده است اما بر اساس آنچه از آن در دیگر منابع نقل شده، می توان به محتوا و ساختار آن اشاره کرد. (سمعانی، 1962: ج1: 160 و 259، سخاوی 1368: 292، ذهبی 1993، ج23، 527 و 589). تردیدی نیست که نویسنده این کتاب به شرح حال رجال و علمای اصفهانی یا عالمانی که به این شهر رحل اقامت افکنده بوده اند، پرداخته است.

میزان مشابهت ساختاری و داده های کتاب ذکر اخبار اصبهان ابونعیم با طبقات ابوالشیخ به حدی است که برخی کار ابونعیم را تقلیدی از کتاب ابوالشیخ البته با روش دقیق تر و مطالبی مفصل تر پنداشته اند (ابونعیم، 1931: 50). مقدمه ی کتاب ابونعیم نیز به تاریخ و جغرافیا و محاسن و عجایب اصفهان اختصاص دارد.وی پس از پایان مقدمه ی تاریخی و جغرافیایی خود، به معرفی آن دسته از صحابه که به اصفهان آمده اند، پرداخته است. در تاریخ و جغرافیای اصفهان از آغاز و تأسیس و بناء شهر سخن می گوید، سپس به دنبال آن به ذکر احادیثی در فضائل پارسیان پرداخته که در این بین به تکرار صور مختلف حدیثی که به دستیابی پارسیان به علم یا دین یا ایمان اشاره دارد، مبادرت ورزیده است.(ابونعیم،1931: 1-14). جالب اینکه بعدها مافروخی مدلول قومی پارسیانِ مذکور در این حدیث را، اهالی اصفهان تعبیر می کند (مافروخی،1312: 24).ابونعیم در ادامه به حدود و مساحت اصفهان اشاره می کند و سپس به اسامی 7 شهر تشکیل دهنده اصفهان و وضعیت خرابی و عمران آنها همزمان با حمله ی اعراب و تقسیمات و تغییرات دوران بعد از اسلام پرداخته است. (ابونعیم،1931: 14). وی نیز اساطیر و افسانه هایی راجع به اصفهان نقل می کند. فصلی مفصل به فتح اصفهان اختصاص می دهد که البته تکرار مطالب کتب فتوح و تاریخ های عمومی است.  پس از پایان مقدمه تاریخی و جغرافیایی، ابونعیم به معرفی 20 صحابی پیامبر می پردازد و در ادامه نام و شرح حال حدود 1900 تن از روات و محدثان اصفهانی را به ترتیب الفبایی آورده است. (ابونعیم،1931: 30-19).

تاریخ اصبهان ابوزکریا نیز حداقل به لحاظ محتوایی از چارچوب مشترک تاریخ های محلی دینی پیروی می کند. از آنجا که اشخاصی همچون سمعانی، جمال الدین قفطی (قفطی، 1424: ج2: 27) و یاقوت حموی (حموی، 1995: ج2، 456 و 545) برای شرح حال محدثان اصفهانی از این کتاب بهره برده اند، بنابراین این کتاب حاوی شرح حال محدثان اصفهانی بوده است. همچنین در الاصابه ی ابن حجر عسقلانی مطالبی از این کتاب ذکر شده که نشان می دهد این کتاب نیز حاوی فضائل و محاسن اصفهانی ها بوده است. (ابن حجر، 1995: ج8: 29).

اگر چه به چارچوب ساختاری(شکلی) و محتواییِ مشترک این کتب اشاره شد، اما با این وجود تاریخنامه های محلی دینی همانند کتب دنیوی دارای اختصاصات و ویژگی های منحصر به فرد نیز هستند.مثلاً تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری روایتی متفاوت از حمله ی اعراب به خراسان به دست می دهد. (قنوات،1387: 189) و یا در السیاق لتاریخ نیشابور، گزارش هایی از نزاعهای مذهبی میان اشاعره و کرامیه ارائه شده است. (ناشناس، المختصر، 1384: ص یواز مقدمه)

از حیث اختصاصات و ویژگی ها ، در مورد کتب متعلق به اصفهان نکاتی شایان ذکر است. در این بررسی نکات جالب توجهی جلوه گر می شود. قسمت های فضائل و محاسن این آثار، غالباً مشترک است و تقریباً می توان گفت که نویسندگان این آثار، به ترتیب تقدم و تأخر زمانی از مطالب کتب یکدیگر بهره برده اند. اساطیر مربوط به تأسیس و بنای شهر، ارزیابی و قضاوت های همیشه نیک پادشاهان و امرا و حکما و مشاهیر راجع به آن، افسانه های مربوط به عوارض طبیعی و جغرافیایی شهر و کرامات مربوط به این پدیده ها، همه و همه مهره های عِقد تاریخنامه های محلی دینی و حتی دنیوی اصفهان است. منشأ برخی از این اساطیر و افسانه ها ایران پیش از اسلام است. از آنجا که ریشه های اساطیر و داستان ها فراموش شده، این قبیل مطالب با تاریخ ایران پیش از اسلام آمیخته و به نوعی به منزله ی تاریخ پذیرفته شده است. در واقع در این آثار مرز اسطوره و تاریخ مشخص نیست. البته این مشکل تنها به این کتاب ها منحصر نمی شود و تا حدی به گفتمان حاکم بر آن دوره ی زمانی باز می گردد. مثلاً ماجرای آب شفابخش کوهی در «قالهر» در ناحیه ی «اردهار» کاشان، از همین اسطوره های پیش از اسلام است. اشاره می شود که مردم در خطاب به کوه می گویند «ای بیدخت مرا آب ده». (ابونعیم، 1377: 31). بیدخت همان «بغدخت» به معنی دختر خدا ، نام سیاره ی ناهید می باشد و ناهید یا اناهیتا ایزد بانوی آبها بوده است. ابوالشیخ و ابونعیم و پس از آنها مافروخی این مطلب را آورده اند و اصل این مطلب به اشاره ی ابونعیم از حمزه اصفهانی اخذ شده است، اما قطعاً خود حمزه نیز این مطالب را از مآخذ قدیمی تر دریافت کرده است. اینکه در ادامه ی همین مطلب ، کاشان را که در زمان حمزه از توابع قم بوده است، از مناطق اصفهان به شمار آورده ، مؤید این است که این مطالب مربوط به روزگار خود حمزه نبوده است. (ابونعیم، 1377: 74).نه تنها مطالب اساطیری که حتی مطالب تاریخی مشترکی نیز وجود دارد که منبع آنها به پیش از اسلام باز می گردد.به عنوان نمونه ساخت باروی شهر جی و نام گذاری آن با اسامی روزهای تقویم ایران باستان که تقریباً در تمامی کتب تاریخ محلی اصفهان به ذکر آن پرداخته شده، یکی از همین مطالب است. (ابوالشیخ: بی تا: 176: مافروخی، 1312: 92). مطالب مربوط به ویژگی های اصفهان و توابع آن، بالاخص مربوط عوراض طبیعی، آبها و... از حمزه اصفهانی گرفته شده اند. در ذکر اخبار اصبهان در خلال 4 صفحه، تقریباً به 15 ویژگی اشاره می شود که حدوداً با مطالب طبقات ابوالشیخ یکسان است. مافروخی نیز اکثر این مطالب را به نقل از ابونعیم در کتاب خود آورده است. (ابونعیم، 1377: 34-30، ابوالشیخ (بی تا): 164-155، مافروخی، 1312: 20-16). برخی از این مطالب را مشاهیری همچون ابوریحان بیرونی و خواجه نصیر طوسی نیز از حمزه اصفهانی نقل کرده اند. مطالب مربوط به مهره ی تذرگ از این جمله اند. (ابونعیم،1377: 75).موارد مربوط به بهترین مناطق مملکت در زمان قباد ساسانی (ابونعیم، 1377: 35) شامل مطالبی است که ابن فقیه و مقدسی نیز این مطالب را نقل کرده اند و ظاهراً مأخذ آنان هشام بن محمد کلبی (متوفی در 204 یا 206) بوده است (ابونعیم: 1377: 80). همچنین مطالب مربوط به درخت چتر سایه یا خوش سایه که ابونعیم و ابوالشیخ و مافروخی بدان اشاره دارند، نیز توسط دیگرانی همچون ابن رسته نقل شده است. (ابن رسته، بی تا : 159). این مطلب را مافروخی از ابونعیم و ابونعیم و ابوالشیخ از حمزه اصفهانی نقل کرده اند. البته از آنجا که ابن رسته متقدم بر حمزه است، لاجرم این مطالب ریشه ی قدیمی تری دارند. البته بعید نیست که حمزه این مطالب را از دیگر محلی نگار اصفهانی یعنی علی بن حمزه ی عماره ی اصفهانی گرفته باشد.

متأسفانه در تاریخ های محلی دینی اصفهان نیز، به تنوع عقیدتی و به تعبیری تفرقه و جدال های مذهبی این شهر پرداخته نشده است. اگر دراین گونه کتب به مسائل سیاسی ، اجتماعی و یا اقتصادی معاصر مؤلفین پرداخته نشده است، تعجب برانگیز نیست، چرا که در دیگر کتب این گونه ی تاریخ نگاری در سایر نقاط ایران نیز این گونه مطالب چندان مدنظر نبوده است. نمونه ی السیاق لتاریخ نیشابور نیز یک استثنا می باشد. (ناشناس، 1384:  ص یو)

افزودن نظر






کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب و تغییرات سایت آگاه شوید.










تصویر روز

نمایش ویدئو از آپارات

بنر

آمار بازدیدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز181
mod_vvisit_counterدیروز867
mod_vvisit_counterاین هفته1948
mod_vvisit_counterاین ماه14761
mod_vvisit_counterکل بازدیدها1234752

درباره گروه

گروه اصفهان شناسی زنده رود از تابستان 87 توسط جمعی از دوستاران و علاقه‌مندان به اصفهان، فعالیت خود را در زمینه‌ی اصفهان شناسی و معرفی میراث فرهنگی، تاریخی و هنری اصفهان آغاز نمود .
دارای مجوز رسمی از سوی فرمانداری استان اصفهان با شماره ثبت 2661

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای گروه اصفهان شناسی زنده رود محفوظ می باشد. © 1392 طراحی سایت: فناوری اطلاعات خلیج فارس